با وجود اینکه سرعت اینترنت امروزی هزاران برابر بیشتر از اتصال دایالآپ قدیمی است، هنوز هم بسیاری از وبسایتها به همان اندازه زمان میبرند تا بارگذاری شوند.
دلیل آشکار این مسئله آن است که با افزایش پهنای باند، حجم دادههای تشکیلدهندهی وبسایتها نیز رشد کرده است. حتی سایتهای سادهای مانند ویکیپدیا نیز حجم حافظه قابلتوجهی را اشغال میکنند، بدون آنکه علت مشخصی برای آن وجود داشته باشد. اما واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟
از وبسایتهای سبک تا غولهای سنگین
در روزهایی که تنها ۵۶ کیلوبیت بر ثانیه سرعت در اختیار بود، طراحی سایت باید بسیار سبک و بهینه میبود. بیشتر سایتها از چند کیلوبایت داده تشکیل میشدند و تقریباً همه متنی بودند. اگر تصویری هم وجود داشت، معمولاً با فشردهسازی زیاد و کیفیت پایین ذخیره میشد. بارگذاری یک ویدیو در آن زمان ممکن بود یک آخر هفته کامل طول بکشد؛ پس ویدیو در وبسایتها تقریباً غیرممکن بود.
وبسایت فیلم Space Jam که در سال ۱۹۹۶ ساخته شده، هنوز هم در دسترس است و میتوان آن را مشاهده کرد.
این وضعیت یادآور تناقضی است که در دنیای واقعی نیز دیده میشود: هرچقدر جادهها و مسیرهای بیشتری ساخته شود، باز هم ترافیک وجود دارد. به همان شکل که با لامپهای کممصرف قرار بود انرژی صرفهجویی شود، اما در عمل فقط چراغهای بیشتری روشن شد!
رسانههای غنیتر در همهجا
عامل اصلی افزایش حجم وبسایتها، رسانههای سنگینتر هستند. امروزه تمام دستگاهها دارای نمایشگرهای با وضوح بالا هستند و در نتیجه برای نمایش تصویری باکیفیت، باید از عکسهای حجیمتری استفاده شود. هرچند فرمتهای جدیدی مانند WEBP تا حدی اندازه فایل را کاهش دادهاند، اما افزایش تعداد و وضوح تصاویر، باز هم باعث سنگینی صفحات میشود.
علاوه بر تصاویر ثابت، اکنون سایتها پر از ویدیوهای خودکار، انیمیشنها، صدا و محتوای متحرک مبتنی بر فناوریهایی مانند HTML5 هستند.
فریمورکها، کتابخانهها و کدهای اضافی
دیگر کسی مثل گذشته با HTML خالص وبسایت طراحی نمیکند. توسعهدهندگان از کتابخانهها و فریمورکهای متنوع برای سرعت و سهولت کار استفاده میکنند. با این حال، همین موضوع باعث میشود بخشهای زیادی از کدهای غیرضروری وارد سایت شود.
به مرور زمان، کدهای قدیمی، CSSهای بلااستفاده، افزونههای منسوخ و اسکریپتهای خطایابی باقی میمانند. هرچند عملکرد سایت را مختل نمیکنند، اما پهنای باند مصرفی را افزایش میدهند.
تبلیغات، رهگیری و تحلیل داده
تبلیغات نیز سهم بزرگی در سنگین شدن وب دارد. ایجاد و نگهداری وبسایت هزینه دارد و از آنجا که کاربران معمولاً برای محتوا هزینهای پرداخت نمیکنند، تبلیغات به منبع اصلی درآمد تبدیل شده است.
در گذشته، شاید تنها دو بنر تبلیغاتی در بالای صفحه وجود داشت، اما امروز سامانههای پیچیده تبلیغاتی، رهگیرها و ابزارهای تحلیل داده در پسزمینه فعالاند. این عناصر، هرچند برای بقای سایت ضروریاند، اما به سنگینی آن دامن میزنند.
مشکل افزایش بیپایان امکانات
یکی از دلایل بزرگ دیگر، پدیدهای است به نام «تورم ویژگیها» (Feature Creep). در گذشته، سایتها تنها یک صفحه اطلاعاتی بودند؛ اما امروزه هر سایت میخواهد شبیه اپلیکیشنی کامل باشد. چتباتها، اعلانها، پیشنهادها و ابزارهای تعاملی متعدد باعث میشوند حجم صفحات بهشدت افزایش یابد.
در نتیجه، سایتها پر از ویژگیهایی میشوند که نه بهدرستی کار میکنند و نه حذف میشوند؛ و به مرور به انبوهی از کدهای زائد تبدیل میشوند.
چرا این موضوع اهمیت دارد
وقتی نرمافزاری بهینه نیست، کاربران مجبور میشوند سختافزار قویتری بخرند تا همان عملکرد قبلی را تجربه کنند. وبسایتهای امروزی نیز در واقع نرمافزارهایی هستند که از طریق مرورگر به صورت زنده اجرا میشوند.
سنگینی بیش از حد وبسایتها فقط مسئله زیبایی یا سرعت نیست. این مشکل موجب افزایش مصرف اینترنت، اتلاف انرژی، کندی شبکه جهانی و نیاز به سختافزارهای گرانتر میشود.
وب در حال سنگینتر شدن است، نه به این دلیل که باید چنین باشد، بلکه چون میتواند باشد. پهنای باند بیشتر باعث شده توسعهدهندگان نسبت به بهینهسازی بیتفاوت شوند. تنها با بازگشت به ارزشهای طراحی مبتنی بر عملکرد میتوان این روند را اصلاح کرد. اما پرسش مهم این است:
آیا کاربران حاضرند دوباره به وبی سادهتر و سبکتر بازگردند؟













