زمانی نهچندان دور، تنها نگرانی مربوط به حریم خصوصی رایانه این بود که یکی از اعضای خانواده فایلها را بدون اجازه بررسی کند؛ برای همین هم گذاشتن رمز عبور روی BIOS و ویندوز کافی به نظر میرسید. اما امروز اوضاع کاملاً تغییر کرده است. اکنون نگرانی اصلی، دسترسی کارکنان شرکتهای فناوری یا هکرها به فعالیتها و فایلهاست؛ آن هم به لطف قابلیتهای نظارتی و جمعآوری داده که بهصورت پیشفرض در سیستمعاملهای تجاری بزرگ تعبیه شدهاند.
همین موضوع به این نتیجه منجر میشود که تنها رایانهای که واقعاً میتوان آن را خصوصی دانست، رایانهای است که از لینوکس استفاده میکند.
سیستمعاملهای بزرگ نمیتوانند از جاسوسی دست بکشند
ویندوز (و البته تا حد کمتری macOS) علاقه زیادی به دانستن رفتار کاربر دارد؛ اینکه روی چه چیزی کلیک میشود، از چه برنامههایی استفاده میشود و احتمالاً اطلاعاتی فراتر از اینها.
در ویندوز، تلهمتری بخشی از هسته سیستمعامل است. ویندوز بهعنوان «یک سرویس» طراحی شده و مشخص نیست دقیقاً در حال خدمترسانی به چه کسی است. همین موضوع باعث شکلگیری یک رقابت دائمی میان مایکروسافت و کاربران شده است؛ کاربران بهدنبال راههایی برای مسدود کردن جمعآوری داده هستند و مایکروسافت هم تلاش میکند این راهها را بیاثر کند.
در macOS شرایط کمی بهتر و کمتر آزاردهنده است، اما اصول کلی تفاوتی ندارد. اپل آیدی بخش مهمی از تجربه کاربری است و برای استفاده کامل از اکوسیستم اپل ضروری بهشمار میرود. البته باید به اپل اعتبار داد که هنوز امکان راهاندازی مک بدون حساب آنلاین و اطلاعات شخصی را فراهم کرده؛ چیزی که مایکروسافت بهسرعت در حال حذف آن است.
در هر دو سیستمعامل، تنظیمات حریم خصوصی بیشتر شبیه کنترل صدا هستند تا کلید روشن/خاموش. امکان انتخاب تبلیغات هدفمند یا غیرهدفمند وجود دارد، اما تبلیغات همچنان در منوی استارت نمایش داده میشوند. میزان ارسال داده قابل کاهش است، اما هرگز به صفر نمیرسد. در ویندوز نیز کنترل کامل تنها در نسخههای حرفهای، سازمانی یا آموزشی در دسترس است.
لینوکس تنها پلتفرمی است که بر پایه نظارت ساخته نشده
لینوکس بر اساس اصولی کاملاً متفاوت توسعه یافته است. بیشتر توزیعهای لینوکس پروژههایی غیرانتفاعی هستند. نیازی به ثبت حساب کاربری اجباری وجود ندارد، سهامداری در کار نیست و هیچ انگیزهای برای جاسوسی از کاربر دیده نمیشود.
توسعهدهندگان جامعه لینوکس سودی از ردیابی کاربران نمیبرند. هدف آنها حل مشکلات فنی است، نه مسائل تجاری. در لینوکس، رایانه واقعاً متعلق به کاربر است؛ کنترلی کامل که گاهی حتی میتواند خطرناک باشد، اما در نهایت همه چیز به دست کسی است که دستور sudo را اجرا میکند.
متنباز بودن یعنی «نیازی به اعتماد نیست، امکان بررسی وجود دارد»
متنباز بودن بهتنهایی تضمینکننده امنیت یا حریم خصوصی نیست، اما یک مزیت بزرگ دارد: هر کسی میتواند کد را بررسی کند. جامعه توسعهدهندگان میتواند هر بخش مشکوکی را شناسایی کند. حتی اگر کاربر دانش فنی نداشته باشد، این شفافیت اطمینانبخش است.
در مقابل، کد منبع ویندوز و macOS در دسترس عموم نیست. در نتیجه، اگر این سیستمعاملها سالها داده جمعآوری کنند، تشخیص دقیق آنچه در پشتصحنه رخ میدهد بسیار دشوار خواهد بود.
حریم خصوصی واقعی نیازمند کنترل کامل است
در لینوکس، تقریباً تمام اجزای سیستم—بهجز هسته—قابل حذف یا جایگزینی هستند. اگر بخشی غیرضروری یا تهدیدی برای حریم خصوصی باشد، میتوان آن را غیرفعال یا حذف کرد. مهمتر از همه، وقتی چیزی در لینوکس خاموش میشود، معمولاً خاموش باقی میماند؛ نه اینکه پس از یک بهروزرسانی دوباره فعال شود.
لینوکس بهطور پیشفرض خصوصی است
بیشتر توزیعهای لینوکس بدون هیچ تنظیم خاصی سطح مناسبی از حریم خصوصی را ارائه میدهند. با این حال، برای افرادی که به حداکثر ناشناسی نیاز دارند، گزینههای افراطیتری هم وجود دارد؛ مانند Tails که با تمرکز کامل بر امنیت و حریم خصوصی طراحی شده است.
لینوکس قبل از هر چیز یک سیستمعامل است، نه پلتفرم تبلیغاتی یا اشتراکی. از همین نقطه شروع میشود و در صورت نیاز، میتواند تا بالاترین سطح ممکن از حفظ حریم خصوصی پیش برود.













