آشنایی با اصطلاحات رایج عکاسی (بخش اول)

آشنایی با اصطلاحات رایج عکاسی (بخش اول)
آشنایی با اصطلاحات رایج عکاسی (بخش اول)

عکاسی مانند همه هنرها و حرفه های دیگر شامل اصطلاحات و کلمات مبهم و پیچیده ای است که ممکن است یک فرد و هنرجو مبتدی و علاقه مند به این زمینه را کمی گیج کند. در این مقاله سع می کنیم با اصطلاحات رایج عکاسی بیشتر آشنا شویم.

بررسی اصطلاحات رایج عکاسی

برای رسیدن به درکی عمیق از عکاسی و عکس گرفتن، بهتر است که یک واژه نامه از اصطلاحات رایج عکاسی تهیه کنیم. این واژه نامه برای عکاسان مبتدی می تواند بسیار مفید واقع شود. در این جا برخی از رایج ترین کلمات و اصطلاحات عکاسی آورده شده که ممکن است آن ها را زیاد شنیده باشید اما معنی آن ها را ندانید. هر کدام از این اصطلاحات یا واژگان به همراه تعاریف ساده و واضحی که موجب ایجاد سردرگمی بیشتر نمی شوند، ارائه شده است.

عکاسی (Photography)

بیایید بررسی را با خود کلمه عکاسی یا همان Photography شروع کنیم که زمینه جالبی دارد. کلمه photo (عکس) مانند بسیاری از لغات دیگر ریشه در زبان یونانی دارد و به معنای نور است. کلمه graph هم از فرهنگ یونان گرفته شده و به معنای نقاشی یا نمودار است.

بنابراین عکاسی را می توان نقاشی با نور تعریف کرد که بسیار تعریف مناسب و کاملی برای این هنر است. فرآیند عکاسی شامل گرفتن و حبس کردن نور در یک محیط فیزیکی مانند فیلم یا از طریق ابزار الکترونیکی مانند یک میکروچیپ است تا از این طریق تصویر مورد نظر ما ایجاد شود.

براکتینگ نوردهی خودکار (Auto Exposure Bracketing) AEB

بیشتر اوقات هدف شما گرفتن تصویری است که به درستی در معرض دید باشد؛ به این معنی که نه خیلی روشن و نه خیلی تاریک باشد. با این وجود مواردی وجود دارد که ممکن است شما بخواهید عمدا چند تصویر متفاوت از همان صحنه بسازید؛ یک تصویر خیلی تاریک و یک تصویر خیلی روشن.

AEB یا Bracketing یکی از راه های انجام این کار است. با استفاده از این تکنیک یا تنظیمات روی دوربین، مجموعه ای از عکس ها گرفته می شوند که در زیر و بیش از حد نوردهی می شوند. سپس می توانید تصاویر را در نرم افزارهایی مانند Lightroom یا Photoshop ترکیب کنید تا بهترین قسمت های هر یک را در یک تصویر تمام شده به کار ببرید.

باز شدن دیافراگم (Aperture)

دیافراگم همان شکافی است که در لنز دوربین ایجاد می شود. هرچه دیافراگم بزرگ تر باشد، نور بیشتری از دهانه آن عبور می کند در نتیجه به نور کم تری برای گرفتن عکس نیاز است. همینطور در این حالت به زمان کم تری برای باز ماندن شاتر برای جمع آوری نور کافی و مورد نیاز عکس نیاز دارید.

برای درک بهتر این موضوع دو سطل را تصور کنید که در زیر باران قرار دارند و قطر هر کدام 10 سانتی متر است. یکی از آن ها دارای دهانه 10 سانتی متری در بالای صفحه و دیگری دارای دهانه ای به اندازه یک سانتی متر است؛ کدام یک از آن ها سریع تر با آب پر می شود؟

آشنایی با اصطلاحات رایج عکاسی
اندازه باز شدن دیافراگم یا به اختصار f

اولویت باز شدن دیافراگم (Aperture Priority)

دوربین خود را در حالت اولویت دیافراگم قرار دهید (در دوربین های Nikon، صفحه بالایی را به A و در Canons و دیگر مدل ها آن را به Av تبدیل کنید) و سپس می توانید دیافراگم مورد نظر خود را در حالی که دوربین شما سرعت شاتر و ISO مورد نیاز برای داشتن یک تصویر مناسب به صورت خودکار انتخاب می کند، داشته باشید.

این نکته را در نظر داشته باشید که در هنگامی دوربین ISO را به صورت خودکار تنظیم می کند که دوربین بر روی حالت Auto-ISO قرار داشته باشد.

آیا می خواهید از سوژه مورد نظرتان با پس زمینه تار و خارج از تمرکز عکس بگیرید؟ دوربین خود را در اولویت دیافراگم قرار دهید، با لنز خود زوم کنید و اندازه باز شدن دیافراگم یا به اختصار f را تا حد ممکن کوچک کنید. اکنون بر روی سوژه خود تمرکز کنید و از آن عکس برداری کنید.

اگر هم دوست دارید تصاویری با وضوح بالا ثبت کنید، دوباره از همان حالت استفاده کنید اما دیگر زوم نکنید و مقدار f را روی f / 8 یا f / 11 تنظیم کنید تا دهانه لنز بسیار کوچک باشد و بیشتر (یا همه) تصویر در فوکوس قرار بگیرد.

آشنایی با اصطلاحات رایج عکاسی
در هنگام عکسبرداری با اولویت دیافراگم می توانیم اندازه دیافراگم مناسب را انتخاب کنم در حالی که دوربین سرعت شاتر و ISO مناسب را تشخیص دهد.

نقطه های فوکوس خودکار (Autofocus Points)

نقاط فوکوس خودکار، نقطه های کوچک یا مربع شکل کوچکی هستند که از ویوفایندر دوربین مشاهده می شود. بعضی از دوربین ها دارای مقدار زیادی از این نقطه ها و بعضی دیگر دارای مقداری کمی هستند اما برای اهداف عملی کمیت چندان مهم نیست.

اگر دوربین ها را با یکدیگر مقایسه می کنید و یکی دارای 29 نقطه فوکوس و دیگری دارای 99 نقطه است، هر دو کاملاً قادر به گرفتن عکس های عالی هستند اما مورد دوم شما را دارای انعطاف بیشتر در عکس گرفتن می کند.

البته این موضوع به سوژه شما در عکاسی نیز بستگی دارد و بسته به این که شما از پرتره، مناظر، حیوانات اهلی غذا یا هر چیز دیگری عکس می گیرید، توانایی انتخاب نقاط AF بسیار متفاوت خواهد بود. می توانید دوربین خود را به گونه ای تنظیم کنید که از همه نقاط AF فقط یک نقطه خاص را استفاده کند یا با استفاده از گروهی از نقاط (فوکوس منطقه یا منطقه) فوکوس کند.

آشنایی با اصطلاحات رایج عکاسی
از نقاط فوکوس خودکار دوربین برای انتخاب یک نقطه یا چند نقطه خاص برای فوکوس استفاده می شود، مانند چشم یا چشمان سوژه هنگام عکس گرفتن.

بوکه (Bokeh)

بوکه یک نام فانتزی برای مناطق تار و خارج از فوکوس در تصویر است. برای حداکثر بوکه از دیافراگم وسیع استفاده کنید، بسیار به سوژه خود نزدیک شوید و اطمینان حاصل کنید که سوژه از پس زمینه دور است.

آشنایی با اصطلاحات رایج عکاسی (بخش اول)
بوکه نواحی تار پس زمینه (یا گاهی پیش زمینه) تصویر است.

برنینگ (Burning)

Burning به معنای تاریک کردن قسمت های مورد نظر و انتخابی در عکس است. این نام از تکنیک هایی است که در روزهای چاپ در یک اتاق تاریک روی نگاتیوهای عکاسی استفاده می شد، اما اکنون این کار معمولاً در فتوشاپ یا سایر برنامه های پردازش تصویر انجام می شود.

آشنایی با اصطلاحات رایج عکاسی
سمت چپ این تصویر نمونه اصلی را نشان می دهد. در سمت راست از روش برنینگ استفاده شده تا باعث تاریک شدن برخی مناطق و ایجاد کنتراست یا تضاد در تصویر شود.

چیمپینگ (Chimping)

Chimping یکی از اصطلاحات رایج عکاسی است که به بررسی مداوم عکس های گرفته شده در صفحه LCD و عقب جلو کردن آن ها بدون دلیل خاصی گفته می شود.

البته این عادت بدی نیست، اگر یاد بگیرید که این کار را متوقف کنید احتمالاً بیشتر به غرایز خود اعتماد خواهید کرد و بیشتر از آن چه روی صفحه است به آن چه در مقابل دوربین شما قرار دارد توجه می کنید.

عملکرد بررسی خودکار را در دوربین خود غیرفعال کنید و فقط زمانی که فکر می کنید واقعاً به آن احتیاج دارید (برای بررسی نوردهی، ترکیب و غیره) تصاویر خود را هدفمند مرور کنید. انجام این کار می تواند کمی شبیه پریدن به انتهای عمق استخر برای یادگیری شنا باشد اما می تواند پاداش فوق العاده ای برای شما به ارمغان بیاورد.

 انحراف رنگی (Chromatic Aberration)

اساس کار لنز دوربین ها متمرکز کردن پرتوهای نور ورودی است. با این حال، گاهی اوقات به دلیل ساختار لنزهای مختلف، طیف های مختلف نور کمی عجیب رفتار می کنند که می تواند منجر به پدیده ای به نام انحراف رنگی شود.

این اتفاق نه فقط در دوربین عکاسی، بلکه در میکروسکوپ، تلسکوپ و تقریباً در هر وسیله ای که در آن نور توسط لنز دستکاری می شود رخ می دهد. هنگامی که این اتفاق می افتد، حاشیه های عجیب و غریب بنفش یا سبز را در امتداد لبه های اشیا یا مناطق تار نزدیک لبه قاب مشاهده خواهید کرد. این مورد به ویژه هنگام عکسبرداری با دیافراگم بازتر برجسته تر است. اما جای نگرانی نیست زیرا به راحتی با نرم افزار هایی مانند Lightroom یا Photoshop کاملا قابل اصلاح است.

کلیپینگ یا بلینکیز (Clipping or Blinkies)

ویرایش بیشتر تصاویر در نرم افزارهایی مانند Lightroom یا Photoshop امکان پذیر است. اما اگر قسمت هایی از تصویر وجود داشته باشد که وقتی به LCD دوربین خود نگاه می کنید به صورت نقاط چشمک زن نشان داده می شوند؛ به این معنی است که هیچ داده ای برای ویرایش در آن نقاط وجود ندارد یا به سادگی وجود ندارد!

در واقع این نقاط چشمک زن در تصویر آن قسمت هایی از عکس هستند که بسیار پر نور یا کم نور اند و نمی توان چیزی را در آن ها بازیابی کرد. این مشکل به شما نشان می دهد میزان نوردهی را در تصویر خود بررسی و مشکل آن را رفع کنید.

ترکیب‌بندی (Composition)

این اصطلاح به کل محتوای تصویر اشاره دارد. ترکیب بندی شامل تمام چیز هایی که در تصویر است، آن چه در آن نیست، زاویه دید، فاصله کانونی، مقدار دلخواه بوکه و کل عکس می شود.

تصاویر با ترکیب بندی خوب دارای عناصری هستند که با هم کار می کنند تا یک تصویر و داستان کامل را تشکیل دهند. موضوع، پیش زمینه، پس زمینه و همه موارد دیگر فقط در هم قرار می گیرند تا یک تصویر زیبا و جذاب را بسازند.

در تصاویر که خوب ترکیب بندی شده اند ممکن است از تکنیک هایی مانند خطوط اصلی برای هدایت چشم شما به قسمت خاصی از تصویر استفاده شود. ترکیب بندی خوب نه تنها به زمان و تمرین زیادی نیاز دارد بلکه مطالعه آثار سایر عکاسان به همراه نقاشان و تصویرگرانی است که صدها سال قبل از وجود عکاسی، هنر خلق کرده اند، به شدت مورد نیاز است.

ترکیب‌بندی (Composition)
ترکیب بندی علاوه بر موضوع به به کل تصویر اشاره دارد. برای به دست آوردن ترکیب کلی دلپذیر به منابع نور، عناصر پس زمینه و سایر موارد مانند خطوط اصلی توجه کنید.

عمق میدان (Depth Of Field)

در عکاسی عمق میدان (گاهی اوقات به صورت DOF یا DoF نوشته می شود) فاصله بین نزدیک ترین و دور ترین اجسام در صحنه شما است که در فوکوس ظاهر می شوند.

عمق میدان توسط عوامل زیادی از جمله دیافراگم، فاصله کانونی لنز، فاصله تا سوژه، اندازه فیلم یا حسگر دیجیتال و فرمت دوربین کنترل می شود. وقتی سوژه را در کانون توجه قرار می دهید و چیز دیگری در پیش زمینه یا پس زمینه است که در کانون توجه نیست، این یک عمق میدان کم است.

وقتی همه چیز در عکس شما در فوکوس باشد، عمق میدان گسترده ای دارید. شما اغلب می بینید که از عمق میدان کم در پرتره ها استفاده می شود زیرا باعث می شود سوژه شما واقعاً از بقیه عکس برجسته تر دیده شود.

عکسبرداری در دیافراگم های وسیع می تواند به شما در گرفتن عمق میدان کم کمک کند، اما مراقب باشید زیاد کم عمق نباشید زیرا ممکن است عکس شما را خراب کند (به عنوان مثال بینی سوژه شما در کانون توجه قرار می گیرد اما چشم سوژه اینگونه نیست).

عمق میدان (Depth Of Field)
می توانید یک برش نازک از زمین و یک گل را در فوکوس مشاهده کنید، در حالی که بقیه تصویر تار است. این همان چیزی است که به عنوان عمق میدان کم شناخته می شود.

داجینگ (Dodging)

داجینگ یکی از اصطلاحات رایج عکاسی است که باعث روشن تر شدن قسمت های مورد نظر و انتخابی از عکس می شود. مانند برنینگ، این نام از تکنیک هایی استفاده می شود که در زمان فیلم و تاریکخانه استفاده می شده است اما اکنون این کار معمولاً در رایانه و در برنامه ای مانند Photoshop یا Lightroom انجام می شود.

داجینگ (Dodging)
قبل از داجینگ
داجینگ (Dodging)
پس از داجینگ؛ لباس تیره خانم سمت راست تصویر را بدون تأثیر بر قسمت دیگری از تصویر روشن تر شده است.

در بخش دوم این با سایر اصطلاحات رایج عکاسی آشنا خواهیم شد. با ما همراه باشید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *